امیر عباس هویدا در زمستان سال 1298 ، در تهران بدنیا آمد. پدر هویدا در آنزمان

 

به عین الملک شهرت داشت .

 

چنانکه درصفحه 53 کتاب معمای هویدا نوشته دکتر

 

 عباس میلانی ( که بنا به ادعای شاپور غلامرضا پهلوی

 

 بنا به سفارش فریدون هویدا  و در دفاع از امیر عباس

 

  نوشته شده است ) چنین آمده :

 

"" شکی نیست که جد پدری هویدا ، میرزا رضا ، بهایی بود . شواهدی چند حاکی

 

 از آنند که عین الملک نیز ، دست کم در جوانی ، ازپیروان عباس افندی بوده است .

 

یادداشتی کوتاه از افندی به پیروانش ،که نسخه ای از آن را در همین کتاب سراغ

 

می توان گرفت ، سندی است قابل اعتبار و اعتماد در باب چند و چون رابطه عین

 

 الملک با بهائیت . در این یادداشت افندی ، که در آنزمان در تبعید بود و در اکرا به

 

سر می برد ، از دوستانش در تهران می خواهد که برای عین الملک کاری دست و

 

 پا کنند ، می نویسد :(( در خصوص جناب میرزا حبیب الله این سلیل آقا رضای

 

 جلیل است . هر قسم باشد ، همتی نمایند با سایر یاران که بلکه ان شاالله

 

مسئولیتی از برای او مهیا گردد ولو در سایر ولایات یا خارج از مملکت ، در نظر من

 

 این مسئله اهمیتی دارد نظر به محبتی که به آقا رضا دارم))"".

 

جالب اینجاست که ظاهرا اوامرعباس  افندی به بهترین شکل انجام می شود

 

 چنانچه در صفحه 54 معمای هویدا می خوانیم : امیر عباس دوساله بود که پدرش

 

 به سمت سر کنسول ایران در دمشق منصوب شد .

 

و اما سر نوشت عین الملک:  در صفحه 62 معمای هویدا در رابطه با عزل وی از

 

سمت کنسولگری در عربستان  چنین آمده است :

 

""می گویند، عربستان سعودی به فعالیتهای تبلیغاتی عین الملک در دفاع از کیش

 

 بهائیت اعتراض کرد و عزلش نتیجه ی همین اعتراضات بود"" .

 

عین الملک در تاریخ بیست و پنجم اسفند 1314 درگذشت دراین هنگام امیر

 

 عباس هویدا 17 ساله بود .

 

مرگ پدر تغییری در وضع مدرسه امیر عباس ایجاد نکرد - آنهم در بیروت-!!!

 

امیر عباس همچنان در یک مدرسه در لبنان مشغول تحصیل بود . جالب آنکه در

 

بررسی دوران تحصیل فرزند عین الملک بهائی به نقل از کتاب معمای هویدا در

 

صفحات 65 و 68 به نکات جالبی به شرح ذیل برمی خوریم :

 

...بحث امکان ایجاد یک دولت یهودی در بخشی

 

از سرزمین فلسطین هم در انزمان سخت رایج

 

 بود - منظور دوران تحصیل هویدا - هویدا از

 

جمله اقلیت کوچکی بود که از ایجاد چنین

 

دولتی طرفداری می کرد . می گفت این تنها

 

پادزهرسامی ستیزی تاریخی است .

 

 

 

 

و نکته جالب و تفکر برانگیز بعدی اینکه :

 

... حتی حلقه ی دوستان نزدیک هویدا در مدرسه

 

 هم برای خود نامی گزیده بودند که طنین

 

رمانتیسم تاریخی در آن موج می زد . آنها خود را

 

نخبگان روشنفکری مدرسه می دانستند و نام

 

 (( تمپلرها)) Templarsرا برگزیده بودند . انتخابشان

 

سخت غریب بود چون تامپلرها سده ی دوازدهم ،

 

سلحشورانی پر آوازه بودند که در جنگهای صلیبی ، علیه مسلمین می جنگیدند .

 

 

ادامه دارد .................