تبليغاتX
به اصطلاح دین بهائی و سیاست
با سلام خدمت همه شما خوانندگان عزیز و گرامی

به نظرم رسید که یک بار دیگر مطالب این وبلاگ را با هم مروری بنمائیم .

اصلا چه دلیلی دارد که بدینگونه به ارتباط هژبر یزدانی بهائی

و حکومت پهلوی اشاره می شود و یا چه دلیلی داشت که

 ثابت نمائیم امیر عباس هویدا یک بهائی می باشد .

پس بیائید با هم یکباردیگر اولین مطالبی که در این بلاگ

گذاشته شد رامرور نمائیم .گفتیم که :

""بهائیت ویژگیهای خاصی دارد ، و همین ویژگیها حساب این فرقه را از حساب

اقلیتهای مذهبی و سیاسی موجود در ایران جدا مینماید یکی از این ویژگیها

عبارت است از داشتن اهداف، نیات و عملیات سلطه جویانه و جاه

طلبانه است .

بهائیت بر اساس یک پیشگوئی و اعتقاد تردید ناپذیر ، حاکمیت آینده 

ایران را مطلقا ودرهمه ابعاد از آن خود میداند و با همه قوا و امکانات در

تمهید چنین حاکمیت و حکومتی در تلاش وتکاپوست و عجیبتر آنکه علیرغم

 ایجاد تشکیلات  عریض و طویل و حساب شده درونی و پاره ای نمودهای بیرونی

هنوز هم ماهیت واقعی اش برای بسیاری از مردم اشکارنگردیده است ،

و اینخود نشانه ازمهارت گردانندگان بهائیت در مخفی کاری

 و ظاهر فریبی است .خصیصه بنیادی و حاکمیت طلبی ،

 بهائیت را قولا و عملا در تضاد وستیزی آشتی ناپذیر با

 حاکمیت ملی و هویت فرهنگی ماقرار داده است .""

جالب اینجاست که پنهان کاری و تشکیلات چند لایه ای در بهائیت آنچنان

 قوی می باشد که باوجود ارائه آنهمه دلیل و مدرک مبنی بر بهائی بودن امیر

عباس ممدوح (هویدا) بازهم بعضی از پیروان این فرقه حاضر به قبول بهائی بودن

 هویدا نیستند . همچنین گفتیم که :

"نباید تصور نمود که تئوری سیطره بهائیت صرفا یک آرزوی ذهنی است

 بلکه واقعیت عینی نشان می دهد که آنچه در ایران " بهائیت " نام گرفته

است ، مجموعه ای است که تمام عناصر و اجزائش دریک سازمان

متشکل و هماهنگ ، گردیده و تحت قیادت یک" حکومت مستقل "

به جانب هدف مذکور (سلطه و حکومت ) پیش میرود !"

و ادعا نمودیم که :

شاید بکار گرفتن ترکیب "حکومت مستقل " ابتدا اغراق آمیزبنظرمیآید لیکن مدارک

و توضیحات درآینده مسئله را روشنتر خواهد کرد و خواهیم

دید که تشکیلات بهائی نه تنها  در دراز مدت آنطور که

گفتیم – با حاکمیت و استقلال کشور ما تضاداساسی

 دارد – موجودیت فعلی و آزادی عمل آنها نیز دقیقا

 بمعنای نفی حاکمیت ملی است و تصوراغراق آمیز بودن این مدعاها به دلیل

یکی دیگر از ویژگیهای بهائیت یعنی :

 رعایت اختفا و استتارکامل در مقاصد واقعی و اقدامات عملی وتظاهر

دروغین و مظلومانه بهائیانی که کارشان صرفا تبلیغ یکسری تعالیم

اخلاقی مذهبی است و اصولا از مسائل سیاسی بدورند .

تشکیلات بهائیت پیوسته سعی نموده است اینگونه به پیروان خود تلقین نماید

که ۱۶۴ سال است که پیروان دیانت بهائی در سختی و رنج بوده اند، که البته

 اینهم به دودلیل دنبال می شود اول اینکه بهائیت در دوران پهلوی مرتکب جنایت

 و حماقتهای بسیاری  گردید که در ابتدای انقلاب وبا روشن شدن آنها بسیاری

 از بهائیان دست از اعتقادات پوچ خود شسته و سرخورده گردیدند .

و دوم  با توجه به اینکه بهائیت ادعای دین بودن را می نماید سعی

در انطباق وضعیت خود با ادیان آسمانی را می نماید از اینرو وبا توجه

به اینکه ایمان به ادیان آسمانی درابتدای پیدایش همواره باسختی های بسیاری

همراه بوده است اینان نیز اینگونه ادعا می نمایندکه ما هم چون دین هستیم

طبیعی است که مدتی را باسختی زجر همراه باشیم . و بدینوسیله سر

 بهائیان بیچاره را شیره مالی نموده و اجازه هیچگونه شکایتی را به انها

نمی دهند ، در حالیکه متاسفانه واقعیت چیز دیگریست .

به امید روزی که هموطنان بهائی کمی تعصبات خود را کنار گذاشته و با

چشمانی باز به بررسی حقایق پیرامون خود بپردازند .  

                                                   

 

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 9:43 توسط صبا |