چنانكه ديگر افراد اين فرقه نيز در وزارت ، وكالت و سفارت مستقر ميشدند .
اجتماعات بين المللي اين عده در تهران برپا مي شد ، ومحافل شان بي هيچ

آزاري ،در همه جاي كشور بر پا بود . در همان
روزها كه تيمسار باتمانقليچ ، براي به دست
آوردن دل كاشاني و يارانش كه در مبارزه توده
ايها و طرفداران نهضت ملي بدان سخت نيازمند
بود ، به اتفاق نماينده ايت الله كاشاني بر بام
حظيره القدس كلنگ مي زد ،و رژيم ادعا داشت كه در ريشه كن كردن بهائيت
پيشقدم شده است ، زمين وسيعي در شمال شرقي تهران – دامنه سوهانك –
در اختيار آنان قرار مي گرفت تا ((حديقه )) مصفايي بر پا دارند .
شاه با فراهم آوردن بهشتي براي بهائيان و يهوديان از نفوذ و اعتبار محافل
آنان در داخل كشور ، و هم در اسرائيل و آمريكا برخوردار شده بود .
محمودي ، شخصيت پرنفوذ بهائي در آمريكا ، از مدافعان شاه درميان افراد
با نفوذ آمريكا بود ، همچنانكه روابط با اسرائيل نيز امكاناتي دركنگره و در
جمع سرمايه داران بزرگ يهودي برايش فراهم مي آورد .
در همين دوران ، شاه كه با گسترش دادن به سازمان
تلوزيون ملي ايران ، ناگزيرشد ((تلوزيون ايران)) – اولين
فرستنده تلوزيوني كشور و متعلق به حبيب ثابت
سرمايه دار معروف بهائي – را دراختيار رضا قطبي قرار
دهد ، براي جبران خسارت وارد شده به ثابت ، علاوه
بر پرداخت غرامت چند ميليوني به او – از بودجه دولت – دستور داد تا از متخصصان
تلوزيوني آن سازمان كه عموما بهائي بودند ، در سازمان تازه استفاده شود .
كامبيز محمودي ، مدير تلوزيون ثابت ،به معاونت قطبي منصوب شد ، و بسياري
از ديگر هم مسلكان او در پست هاي مختلف قرار گرفتند . مالكيت تنها
فرستنده
تلوزيوني كشور ، سالها ، وسيله نفوذ موثري در
اختيار بهائيان گذاشته بود .
فيلمهاي مبتذل امريكائي ، همزمان با اکران
(پرده ) اول اروپا ، درصدها سينما ، بتهاي صادراتي
هاليود را بصورت قهرمانان ملي در مي آوردند ، .
جان وين به جاي رستم ، اليزابت تايلور به جاي
رودابه ، اليوس پريسلي به جاي رودكي مي
نشست . ترانه هاي بازاري به جاي غزلهاي حافظ
زمزمه مي شد . در شهر غمي به جز غم ((اليسون )) نبودكه از((پيتون پليس))
بيرون مي رفت .
(به نقل از کتاب از سید ضیا تا بختیار نوشته مسعود بهنود)