کم کم بهائیان که تاقبل از دولت هویدا فعالیتهای خودشان را در خفا انجام
می دادند کارهایشان را علنی کردند . انها حتی به تاسیس بانک روی اوردند و
بهائیان تشکیلات اقتصادی بر پا کردند .
من از طریق دفتر مخصوص نامه های بدون امضا دریافت می کردم که نویسندگان
انها از آزادی عمل بهائیان در کشور شیعه ایران
اظهار شکایت می کردند .
بهر حال یک روز تصمیم گرفتم قدری در این مورد
با هویدا صحبت کنم :
وی در مورد بهائیان اظهار علاقه کرد و اظهار
داشت بهائیت یک ائین انسان گرا و برخاسته از
ایران است و اگر ما آن را در کشور تقویت کنیم می تواند موازنه ای در برابر اسلام
تازیان ایجاد نماید .
بعدا شنیدم که او همین مطالب را با محمدرضا در میان گذاشته و به اصطلاح
عقل محمدرضا را دزدیده است .
کم کم محمدرضا هم تحت تاثیر القائات هویدا به بهائیان علاقه مند شد و اوج
این علاقه مندی چند ماه از برگزاری جشن های دو هزار و پانصدمین سالگرد
تاسیس شاهنشاهی ایران بود .
در این شرایط افرادی مانند اقای هویدا که اشکارا تحت تاثیر محافل بهائی و
یهودی بود به فکر پالایش روح و روان ایرانیان از همه آثار تجاوز اعراب افتادند.
من معتقدم از زمان شروع به کار هویدا در پست نخست وزیری بی اعتنائی به
اعتقادات دینی و مذهبی مردم بالا گرفت و همین مسئله موجب افزایش بی
اعتمادی مردم نسبت به رژیم گردید .
مسئول وضعیت کسی نبود مگر امیر عباس هویدا .
تا قبل از روی کار امدن هویدا به نحو محسوسی اعتقادات مردم محترم شمرده
می شد اما هویدا و اطرافیانش به محمدرضا قبولاندند که باید دین اسلام را
محدودبه داخل مساجدکرد .

بعضی اوقات ساواک وافرادی مانند دکتر اقبال و اسدالله خان (علم )از
روی دلسوزی به محمدرضا هشدارمی دادند که اجتماع بهائیان در
دولت موجب بروز نارضایتی مردم می شود . اما محمدرضا که قلبا و
ذاتا از اسلام متنفر بود و آن را دین تازیان می نامید و در تخفیف
روحانیون ازهیچ کوششی فروگذار نمی کرد می گفت اینکار خوب است
و باعث موازنه مذاهب مختلف در کشور می گردد .
محمدرضا چون خاستگاه بهائیت را ایران می دانست مایل بود این آئین!! رشد
کند و کم کم به هم آوردی با اسلام بپردازد . عده ای از بهائیان عمده که در
اطراف هویدا جمع شده بودند خیلی تلاش می کردند تا محمدرضا یا من و یا
افرادی از خانواده پهلوی ودیبا را به بهائیت بکشانند و به همین منظور از هیچ
تلاشی فروگذار نمی کردند .
افرادی مانند سهبد اسدالله صنیعی (وزیر جنگ ) ، منصور روحانی
(وزیر اب وبرق و کشاورزی ) ، خانم فرخ رو پارسا (وزیر آموزش و
پرورش )و هوشنگ نهاوندی (وزیر کار ، آبادانی و مسکن ) و دکتر
ایادی (پزشک مخصوص محمدرضا ) از جمله بهائیان فعال بودند .
گاهی اوقات که مجلس جشن و سروری بر پا بود ((قلی صدری)) که آدم
خوشمزه ای بود (کمدین ) ادای هویدا را در حضور همه در می آورد و با
توجه علاقه هویدا به بهائیت به عنوان تعرض او را ((عباس افندی ))
می نامید .