تبليغاتX
به اصطلاح دین بهائی و سیاست

1ـ صحبت پيرامون بهايي بودن هويدا، از زمان حضور وي در‌ تركيه آغاز شد كه در

 آغاز همين نوشته آمده است.

 

2ـ نه تنها دوستان و نزديكان وي، بلكه هم محفلي‌ها، سياسيون، مردم و ...

نيزدر اين باره سخن گفته‌اند.

 

3ـ عين‌الملك در سال 1314 مرد و در حيفا مدفون شد. در آن زمان هويدا

شانزده ساله بود.

 

4ـ مادر هويدا، همسر عين‌الملك بود و با او در محافل بهاييت حضور مي‌يافت؛

 البته براي عوام فريبي، به مكه نيز رفت.

 

زماني كه كار انقلاب بالا گرفت، برخي از همراهان رژيم هم زبان باز كردند. از

 اين نمونه اظهارات اخباري، نماينده كرج در مجلس شواري ملي، بود كه

 شجره خانوادگي هويدا را در وابستگي به فرقه بهاييت برشمرد و حرف‌هاي

 وي، نقل محافل مختلف شد. يك منبع ساواك پيرامون آن نوشت:

 

«دشمنان رژيم، اين روزها اين مطلب را دستاويز قرار داده و از آن به ضرر

 مقام سلطنت بهره‌برداري مي‌كنند. به نظر افراد بي‌طرف، بهايي‌ها طبق

نقشه حساب شده، قسمت‌هاي حساس مملكت را در اختيار گرفته، از طريق

 تقديم گزارش‌هاي خلاف، حضور شاهنشاه آريامهر، معظم له را از حقايق امور مملكت بي‌خبر گذاشته‌اند.» (همان، 51503/ 20ه‍ 15، 21/ 8/57)

 

در جامعه بهاييت شيراز ـ شهري كه پدر بزرگ هويدا در آن جا بابي و بهايي شد

و از معمران همراهان عبد‌البها شد ـ فعاليت بهاييان به ركود گراييده بود. رئوفيان

 كه از بهاييان سرشناس شيراز بود، در اين موقعيت سرنوشت‌ساز، اظهار داشت:

 

«آقاي امير عباس هويدا به پشتيباني بيت‌العدل اعظم و كامپالاي آفريقا، مدت

سيزده سال بر ايران حكومت كرد و جامعه بهاييت به پيشرفت قابل توجهي

رسيد و افراد متنفذ بهايي، پست‌هاي مهمي را در ايران اشغال كردند و

 پول‌هاي مملكت را به خارج فرستادند.» (همان، 2029/ ه‍ 3، 29/ 9/ 57)

 

برگرفته از كتاب:

قصه هويدا، ابراهيم ذوالفقاري، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي،

 تهران، چاپ اول، 1386

 

 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 0:3 توسط صبا |