بهايي بودن امير عباس هويدا، در زمان انتصاب او به صدارت، بيشتر مد نظر محافل
و شخصيتها قرار گرفت، تا جايي كه كارشناسان ساواك و كساني كه با 
روانشناسي اجتماعي مردم ايران
آشنايي داشتند، به ميدان آمدند تا
آقاي نخستوزير را از اين مهلكه
نجات بخشند.
طبيعي بود كه در ساواك به مسئله
امنيت اجتماعي توجه خاصي
ميشد. از اين رو، روابط عمومي،
در گزارش مفصلي براي رياست ساواك نوشت:«محترما معروض ميدارد:
پس از ترور نخستوزير سابق و انتصاب جناب آقاي هويدا به نخستوزيري، از
گوشه و كنار شنيده ميشد كه مخالفان وضعيت حاضره، به تكاپو افتاده، با
اشاعه اكاذيب اذهان مردم بيسواد، به ويژه كهنه مقدسين را تحت عنوان
بهايي بودن نخستوزير و بودن سه وزير بهايي در كابينه ايشان و پيشرفت بهاييان
كه عمال اصلي صهيونيست در ايران ميباشند، در امور مملكتي و تجارتي، سر
زبانها انداخته، همواره براي پيشرفت مقاصد سوء خويش، به ويژه فعاليت براي
تخريب روحيه افراد، مجاهدت مينمايند.
روحانيون و وعاظ موافق هم، ضمن تأييد مراتب بالا ميگويند: از آن جايي كه
مرحوم حسين [حبيب الله] عينالملك پدر آقاي هويدا در ايران و به ويژه در
زمأموريتهاي وزارت امور خارجه در كشورهاي خاورميانه و عزيمت به عكا با
عدهاي بهايي براي زيارت قبر شوقي افندي به بهاييگري معروف بوده و با توجه
به اين كه اطلاع داريم آقاي هويدا بهايي نميباشند ]!؟] ولي خواه ناخواه چوب
اعمال پدر خويش را ميخورند و براي آن كه امنيت حاضره كشور، دست خوش
مطامع و سمپاشي مخالفين خارج گردد، والا با توجه به نارضايتي عمومي از لحاظ
گراني ارزاق، به ويژه پس از گران شدن بنزين، كه قيمتها بالا رفت و پايين نيامد،
امكان آن را دارد كه مخالفين از اين راه بهرهبرداري كرده و به امنيت و آرامش
كنوني ... لطمه وارد سازند .... چنانچه اولياي امور صلاح بدانند، مراتب زير اجرا
گردد:
1ـ همان قسم كه در پارهاي از ممالك خارجي، دولتها اجناس را با قيمت گران
خريداري و با قيمت ارزان در اختيار آنها ميگذارند، اعليحضرت همايون شاهنشاه
... امر و مقرر فرمايند براي مدت شش ماه (تا به دست آمدن محصول جديد) ولو
دولت چند ميليون ريال هم مثل پولي كه به دهقانان دادند يا گندم خريدند، متضرر
گردد، قيمت نان، گوشت، قند و چاي كه عموما انحصاري و مورد مصرف و احتياج
طبقه 3 ميباشد، تقليل دهند.
بهاييگري ... اثري در بين توده عوام باقي نگذارد و نتوانند از اين راه، به نفع خويش
و اجانب بهرهبرداري نمايند... مراتب زير بدون خودنمايي و البته به تواتر، نه يك
مرتبه،از طرف دولت انجام گردد:
1ـ تقويت برنامههاي مذهبي راديو ايران... .
2ـ صدور دستور به وزارت آموزش و پروش، مبني بر ابلاغ اوامر شاهانه، داير بر اين
كه ظهرهاي پنجشنبه كه مدارس تعطيل ميشود، دانشآموزان كلاسهاي يك و
دو و سه ابتدايي كه مطيعترين و ساده لوحترين عوامل فرهنگي ميباشند، در
دبستان مربوطه يا نزديكترين مساجد نزديك دبستان، حضور يافته با تشكيل صف
نماز جماعت، نماز برگزار و در خاتمه نماز براي تقويت شيعيان جهان و شاهنشاه
كه پيشواي آن ميباشد، دعا نمايند...
3ـ به وزارت آموزش و پرورش دستور صادر شود در اين موقع كه مشغول استخدام
معلم ميباشند، از طلاب علوم ديني كه داراي گواهينامه مدرسي و حايز شرايط
استخدام ميباشند، استفاده نمايند كه در آموزش و پرورش، شرعيات و تعليمات
مدني و جلب توجه دانشآموزان به حقايق اسلامي، پاكي، درستي، ميهنپرستي
و شاه دوستي، در دبستانها يا دبيرستانها مورد استفاده قرار گيرند.
4ـ مجّاني كردن آب و برق مساجد و نصب شير براي وضو و تطهير.
5ـ صدور دستور براي نظافت شهرهاي مذهبي مثل قم، مشهد، شهر ري و
تعميرات لازمه با بودجه اوقاف.
6ـ انجام ندادن هيچ نوع معامله تجارتي و داد و ستد كه دال بر نزديكي با اسرائيل
باشد، زيرا عناصر مخرب، بهاييان را عوامل اسرائيل در ايران به مردم معرفي
كردهاند.
7ـ ملي كردن تلويزيون و گرفتن آن از ثابت پاسال و اخراج بهاييان از آن دستگاه.
8ـ توجه به برنامه راديو ايران كه بر خلاف اصول مذهبي برنامهاياجراننمايد....»
(آرشيو، سند 423، 18/ 11/ 43)
هر چند روابط عمومي ساواك، در نقل سابقه عينالملك و رفتن او به عكا اشتباه
كرده و زيارت قبر شيخ حسينعلي نوري و ديدار با عباس افندي را زيارت قبر
شوقي افندي نوشته است، با توجه به اينكه، اين گزارش دقيقا دوازده روز پس
ازنخستوزيري هويدا، تهيه شده، به خودي جالب توجه است.
روابط عمومي ساواك، موارد پيشنهادي براي نجات هويدا از شايعه وابستگي به
بهاييت را، از زبان روحانيون و وعاظ موافق روي كاغذ آورده، ولي در اين توصيهها،
درست روي مواردي انگشت گذاشته است كه سبب وجودي رژيم پهلوي و
نابودي آن بود.
ساواك در اين نوشته، بهايي بودن نخستوزير را متوجه عوامالناس و مردم بيسواد
و كهنه مقدسين كرده است، در صورتي كه همان گونه كه پيشتر آمد، افرادي
همچون سناتور جلالالدين تهراني، حسين كي استوان، بهرام شاهرخ و ... در اين
باره سخن گفته بودند.
مواردي ديگر از اين اظهارنظرها كه توسط دستاندركاران رژيم پهلوي صورت گرفته
به شرح زير است:
الف) سيد علي مهدويان، معاون اداره كل آموزش و پرورش استان مركزي، ضمن
گفتوگوي خصوصي اظهار داشته است:
«آقاي امير عباس هويدا، نخستوزير، پيرو مسلك بهايي است و انتخاب نامبرده
به عنوان نخستوزير مصلحت نبوده است.» (آرشيو، سند 269/2 ه، 7/ 1/ 44 و
بدون شماره، 12/11/43)
ب) سناتور جهانشاه صمصام در پايان جلسه روز 17/11/43 مجلس سنا، به
سناتور [عباس] مسعودي با حضور يكي از خبرنگاران جرايد، اظهار داشته:
«حيف است به اين مملكت و اين ملت، كسي چون هويدا كه بهايي است،
حكومت كند». (آرشيو، سند 10014/326، 18/ 11/ 43)
ج) پيش از ظهر روز جمعه، 16/11/43 جلسه منزل
دكتر محمود حسابي باشركت عدهاي تشكيل شد.
در اين جلسه، دكتر محمود حسابي، اظهار مي
داشت:
«هويدا پسر عينالملك از مبلغان بهايي است و خود
او نيز بهايي ميباشد. بدينترتيب در وضع موجود،
اوضاع به نفع بهاييها تغيير كرده است.» (آرشيو، سند
1669/322، 19/ 11/ 43)
د) صبح روز 6/1/44 آقاي [احمد] آرامش ... اظهار ميدارد:
«هويدا بهايي است و مردم راست ميگويند و خود شاه هم فهميده».
(آرشيو، سند 103/20 الف، 7/ 1/ 44)
ه) در حزب ايران نوين گفته شده است كه:
«به زودي ... آقاي دكتر كشفيان و مهندس روحاني و تيمسار صنيعي كه دو نفر
اخير الذكر بهايي ميباشند، از كابينه كنار گذاشته خواهند شد.» (آرشيو، سند
2007/321، 8/ 1/ 44)
صرف نظر از اين كه بهايي بودن هويدا را چه قشر و طبقهاي از مردم اجتماع
مطرح ميكردند، در واقعيت و اصل مطلب، هيچ تفاوتي نداشت. اين گزارش كه
با سبك و سياق مذهبي تهيه شده بود، حتي به اطلاع نصيري، كه تازه بر اين
صندلي تكيه زده بود، هم نرسيد و با انتقادي به شرح زير روبهرو شد:
«حضور مقام مديريت كل، مذاكره گرديد. مقرر فرمودند: تنها به اتكا 3 سطر
اطلاعيه ساواك تهران، تهيه گزارش شرف عرضي كافي نميباشد. بايد در مورد
بهايي بودن نخستوزير، تحقيقات بيشتري از منابع مختلف بشود. سپس يك
گزارش جامع تهيه گردد... طبق اطلاع، فاميل هويدا شهرت دارد كه پيرو مسلك
بهايي هستند و گويا، پدر نامبرده در اسرائيل، حيفا نزد عباس افندي ميباشد و
كميته مذهبي هم از اين موضوع اطلاعي ندارد كه اضافه نمايد.» (امير عباس
هويدا به روايت اسناد ساواك، ج 1، ص 150)
تحقيق از منابع مختلف در مورد بهايي بودن هويدا هرگز صورت نگرفت. شايد به
اين علت كه وجود قبر عينالملك دركنار بيتالعدل بهاييت كافي بود تا ساواك، تنها
به طرحهايي بينديشد تا او را مسلمان جلوه دهد.
در اين موقع، موضوع دفن كردن قرآن با جنازه حسنعلي منصور، تشديد كننده
ماجراي علني شدن بهاييت آقاي نخستوزير بود:
«دفن كردن قرآن با جنازه مرحوم حسنعلي منصور به وسيله آقاي هويدا، نخست
وزير، شديداً مورد اعتراض متعصبين قرآن قرار گرفته و اظهار ميدارند كه نميتوان
قرآن مجيد را دفن كرد و دفن آن با جنازه گناه كبيره است، زيرا پس از اين كه
جنازه متعفن شد، نسبت به قرآن بياحترامي ميشود.» (آرشيو، سند 22178
/20الف،19/ 11/ 43)
در همين راستا، حدود سه هفته پس از انتصاب هويدا به نخستوزيري،
سرهنگ نشاط، از مقامات وقت ساواك، به نخستوزيري رفت تا او را در كم و
كيف واقعيت وضعيت موجود در جامعه قرار دهد.
هنوز از تبعيد امام خميني (ره) چند ماهي نگذشته بود و در محافل و مجالس
مختلف، خشم مقدس مردم از اين اقدام ننگين متبلور بود و علماي حوزههاي
علميه، در تلاش بودند تا در صورت امكان، ايشان را به وطن بازگردانند. از اين رو،
نخستين پرسش او درباه وضعيت روحانيون بود. پاسخ اين پرسش، چنين بود:
در حال حاضر، وضعيت از هر حيث، رضايتبخش و كمال آرامش برقرار ميباشد،
ليكن در باطن مخالفين ساكت ننشسته و به انواع و اقسام سمپاشيها مشغول،
كما اين كه جناب عالي را به مردم بهايي معرفي مينمايند و مدعياند كه مرحوم
عينالملك، پدر شما، از مبلغان به نام بهايي بوده و اضافه مينمايند: قرآني را كه
آقاي هويدا در قبر مرحوم منصور گذاردند، بر حسب خواسته بهاييان و بر خلاف
مذهب اسلام بوده، از اين رو، يك عده روحاني و وعاظ موافق اظهارنظر مينمايند:
با توجه به اين كه ميدانيم آقاي هويدا بهايي نيستند، براي خنثي كردن اقدام و
اظهارات مخالفين، خيلي بجاست كه آقاي نخستوزير، مراتب زير را به تواتر اجرا
نمايند:
1ـ در سخنرانيها يا مصاحبههاي مطبوعاتي از دين اسلام و قرآن و ائمه اطهار،
يادآوري و محاسن آن را براي مردم بيان نمايند
2ـ به اداره تبليغات دستور دهند برنامهاي انجام ندهند كه مغاير با مذهب اسلام و
قرآن باشد.
3ـ تلويزيون كه منبع مهم تبليغات است و به وسيله يك عده بهايي اداره ميشود،
از يد آنها خارج و به وسيله اداره تبليغات وزارت اطلاعات و كارمندان غير بهايي اداره
شود.
4ـ از نزديكي با بهاييان و استخدام آنان در وزارتخانهها خودداري نمايند... مخالفان
به مردم گفته و ميگويند كه بهاييها ايادي صهيونيست و اسرائيل يگانه دشمن
اسلام در ايران هستند.
5ـ عدم هيچ گونه معامله تجارتي با اسرائيل.
6ـ تهيه جواز و اجازه نامچه رسمي براي وعاظ... .
7ـ مجاني كردن آب و برق پارهاي از مساجد... .
8ـ صدور دستور مبني بر نظافت شهرهاي مذهبي ... .
9ـ ... دولت ... وسيله عزيمت زايران به عتبات عاليات را فراهم سازد...»
هويدا درخواست كرد تا اين مطالب به صورت مكتوب به وي ارايه شود و پس از آن
گفت:
«چون اداره اوقاف ضميمه نخستوزيري شده، استدعا دارم تيمسار رياست ساواك
در موارد ذيل با اينجانب همكاري و مساعدت فرمايند:
1ـ تعيين يك نفر براي رياست اوقاف، كه تا اندازهاي با روحانيون درجه يك، آشنا و
مربوط باشد، ولي داراي فكر و مغز متجدد باشد.
2ـ تشكيل دانشگاه الهيات» (آرشيو، سند 432/ ز، 24/ 11/ 43)
از پيش مشخص بود كه اين توصيهها، هرگز عملي نيست و رابط ساواك با
نخستوزير، حرفهاي بزرگتر از دهان خويش زده است. اينك كسي نخستوزير
شده كه پيرو كتاب ايقان بود و قرآن را منسوخ ميدانست، پس در مصاحبههاي
مطبوعاتي از اسلام و قرآن حرف زدن، برنامههاي ضد ديني را تعطيل كردن،
تلويزيون را از دست ثابت پاسال خارج كردن و از همه مهمتر، انجام ندادن هيچ گونه
معامله تجاري با اسرائيل، نه تنها ناشدني كه عملي نابخشودني بود. از اين رو، با
گذشت دو هفته از اين حرفها، سناريوي ساواك، «به منظور عكسالعمل در
مقابله با شايعه بهايي بودن جناب آقاي نخستوزير»، در قالب يك طرح ضعيف
به شكل زير تبديل شد:
«سي نفر از اعضاي اتاق بازرگاني در ساعت 30/16 روز پنجشنبه 6/12/43 در
نخستوزيري از آقاي نخستوزير ديدن نموده و ضمن بحث در امور اقتصادي از
ايشان تقاضا مينمايند كه روزي در جلسه اطاق بازرگاني ... شركت فرمايند. در
اين روز كه طبق توافق قبلي بعد از چهلم مرحوم حسنعلي منصور تعيين ميگردد
... مراسمي به شرح زير اجرا خواهد شد:
1ـ در صورتي كه آقاي نخستوزير با رايگان شدن آب و برق مساجد يا يكي از
آنها موافق باشد، در اين صورت پس از بحث در مورد خواستههاي صنفي و
اقتصادي، آقاي ابوحسين ضمن طرفداري از دولت و يادآوري خدمات مرحوم
حسنعلي منصور، خواستار رايگان شدن آب و برق مساجد ميشود. سپس
آقاي نخستوزير، سخناني ايراد و با اين امر موافقت مينمايد. در اين موقع، يكي
از معمران مذهبي بازار، يك جلد قرآن به ايشان هديه خواهد داد. آقاي نخست
وزير قرآن را بوسيده وبه سخنان خود ادامه خواهند داد.
2ـ در صورتي كه آقاي نخستوزير با رايگان شدن آب و برق موافق نباشند، در اين 
صورت پس از ذكر مطالب اقتصادي، آقاي
ابوحسين يك جلد قرآن به ايشان هديه
و آقاي نخستوزير در جواب مطالبي ايراد
خواهند نمود. جريان به وسيله جرايد و
عوامل تبليغاتي منعكس خواهد
شد.» (آرشيو، سند 11148/328، 22/ 12/ 43)
تفاوت اين طرح با طرح پيشين كه داراي بندهاي متعددي بود، خود گوياي همه
واقعيتهاست. البته جالب اين جاست كه حتي اين پيشنهاد تعديل شده نيز
مقبول نخستوزير بهايي رژيم پهلوي نبود و در جلسهاي كه در اتاق بازرگاني
برگزار شد، هويدا تنها در برابر خواستههاي اقتصادي آنان، نرمش نشان داده،
همين مقدار، رضايت برخي از بازرگانان را به دنبال داشت. (آرشيو، سند
11148/326، 22/ 11/ 43)