آری ، فلسفه وجودی بهائیت چنان دوگانگی و تضادی با استقلال و حاکمیت ،
بلکه هویت ملی ما دارد ، که در کالبد همه تلاشها و حرکتهای خود، روان
بیگانگی
،توسعه طلبی و اشغالگری میدمد وچون
درحال حاضر قدرت و توان ستیز آشکار با
نظام جمهوری اسلامی را ندارد منافقانه به
میدان میآید و با چهره ای مظلوم و منفعل
دم از اطاعت میزند اما در پرده با تمام قوا در
جهت اهداف اربابان کثیف و استعمارگر خود
علیه مصالح ملک و ملت ایران توطئه میچیند
و ریشه عقاید اسلامی جامعه را به خشکی و اضمحلال میکشاند .
فراموش نکنیم که در این بازی نقش اصلی و اساسی برعهده محفل ملی هر
کشور و اعوان و انصارش – قرار دارد و"حزب " که اکثریت آنرا توده ناآگاه بهائی
تشکیل میدهد آلت دست و سپر بلای گردانندگان اصلی تشکیلات است آلت
دست و سپر بلای کسانیکه به پیروی از راه و رسم همیشگی اربابان صهیونیست
خود ،خویشتن را در پشت جبهه پنهان نموده و به توطئه و تحریک مشغول اند تا
آن هنگام که کاسه صبر مردم از اقدامات ضد ملی عمال فریب خورده آنان لبریز
گردد ناگهان به میدان آمده و همچون وکلای از موکل داغتر آه و ناله مظلومیت
سر دهند تا از این راه زمینه موضع گیری ها و خیانتهای جدید را فراهم آرند ،
درست همان بهره ای که صهیونیزم جهانی از مظلوم نمائی یهود میبرد . خط
ر
جدی هم در واقع زمانی آغاز گردید که کارگردانان
صحنه بهائیت اولین هسته مرکزی حکومت بهائی
ایران – یعنی محفل ملی ایران – را تشکیل داده
(1313 شمسی ) و بقول خودشان : "" به عملیات
جمعی خود صورت قانونی تر و مشخص تری
دادند ."" از این پس محفل ملی که اعضای آن
بظاهر از جانب بهائیان انتخاب شده بود ، بعنوان نخستین و اساسی ترین گام
وجهه همت خود را بر تشکل مومنین به مسلک بهائی قرار داده آنها را دریک
حزب مستقل و فراگیر متحد نمود ، حزبی که برای رسیدن به اهداف استعماری
و ضد ملی خود در ایران به نیروی مطیع و سر سپرده آن نیازمند بود .
بنابراین خطر بهائیت در ایران نه ازآن جهت است که عده ای قلیل – باعقیده
مذهبی خاص – در کنار دهها ملیون ایرانی زندگی
میکنند ، بل از آنروی که :
تشکیلاتی سازمان یافته به رهبری یک حکومت غیر
ملی بلکه ضد ملی بنام محفل ملی ! با القای تفکری
جاه طلبانه در اذهان شستشو یافته آن عده قلیل
،و با استفاده از چاشنی مذهب دقیقا ضد اسلامی
آنانرا درجهت اهداف اجنبی پسند و خیانتبارخود
استثمار نموده است .